|
اول
مه
سنندج
عليرغم
فشار
جمهوري
اسلامي
و
تهديدات
و
فشارهاي
قبل از
اول مه و
روز اول
مه در
سنندج
عليه
فعالين
کارگري،
زير
فشار
خفقان و
دستگيريهاي
متعدد
برگزار
شد. اين
به همت
فعاليني
ممکن شد
که عزم
جزم
کرده
بودند
که اين
روز را
به
ميدان
بيايند
و
مطالبات
خود را
در
مقابل
سرمايه
داران و
دولت
حاميشان
اعلام
کنند.
مردم و
کارگران
را با
خود
همراه
کنند.
تلاشي
که
فعالين
اين
عرصه
انجام
دادند
عليرغم
هر
کمبودي
ستودني
و با
ارزش
است. اين
يک
تجربه
مهم در
مراسمهاي
اول مه
بود که
از
پارسال
با سنت
ديگري
در ميان
فعالين
کارگري
جا باز
کرد.
مراسمها
را از
سالنها
به
خيابانها
آوردند.
گرايشي
که از
سالها
قبل
سنتي را
جا
انداخته
بود که
بايد در
سالنها
ماند،
از
پارسال
حاشيه
اي شد.
مراسم
اول مه
در
سالنها
براي
دوراني
از حيات
سياسي
جامعه
ضروري
بود که
تعادل
قوا به
شکل
امروزي
نبود.
اما
گرايشي
که اين
تغيير
اوضاع
را
تشخيص
نميدهد
و
همچنان
بر آن
سنت
پافشاري
ميکند
از
اوضاع
عقب است.
برگزار
کردن
مراسمهاي
اول مه
امسال
در
خيابانها
اگر چه
با جنگ و
گريز
اتفاق
افتاد
اما
اتحاد و
روحيه
بالاي
فعالين
کارگري
را
نتوانستند
مانع
شوند.
متاسفانه
براي
برگزاري
اين
مراسمها
تنها
مانع
جمهوري
اسلامي
نبود که
کارگران
را
تهديد
ميکرد.
در ميان
خود
فعالين
اين
عرصه هم
هماهنگي
لازم و
اتحاد
بر سر
چگونگي
اجراي
اين
مراسمها
مشکلي
بود که
فعالين
کارگري
را
تهديد
ميکرد.
اينکه
نهايتاً
تعدادي
از
فعالين
اين
عرصه که
ميخواستند
مراسمها
با رنگ و
مضمون
ديگري
اجرا
شود عقب
نشستند.
عقب
نشيني
آنها
باعث شد
که
اتحادي
ايجاد
شود و
قدرتي
به
نمايش
گذاشته
شود که
تا کنون
ما در
سنندج
شاهد
چنين
جمع
بالايي
از
فعالين
در کنار
هم و زير
يک سقف
نبوده
ايم. اين
البته
با تلاش
دلسوزانه
فعاليني
ممکن
گرديد
که
منافع
کل جنبش
کارگري
را
نمايندگي
کردند.
از
منافع
طبقه
کارگر
در اين
جدالها
دفاع
کردند و
آنچه را
که شاهد
بوديم
نهايتاً
نتيجه
اتحادي
بود که
ممکن
گرديد.
اين
گرايش
خوشبختانه
توانست
بقيه
همکاران
و
فعالين
اين
عرصه را
در زير
چتر يک
کميته
به اسم
کميته
برگزاري
اول مه
گرد
آورد.
اين
کميته
با هر
ناهماهنگي
که در
درون
خود
داشته
است يک
دستاورد
فعالين
اين
عرصه
است.
بايد
تلاش
کرد اين
کميته
را متحد
و
همبسته
نگهداشت.
وجود
اين
کميته
تنها
چتري
نيست که
به آن
افتخار
کرد و
زير
سايه آن
خوابيد.
بلکه
دستاوردي
است که
ميتواند
با
توافق
بر سر
مطالبات
مطرح
شده در
قطعنامه
کارگران
در اول
مه
اقدامات
لازم و
ممکن را
آغاز
کند.
قطعنامه
اي که به
تصويب
اين
کميته
رسيده
است
بايد
دست به
کار
اجراي
آن شد.
بخشي از
اين
مطالبات
بوسيله
کارگران
و
فعالين
جمع شده
در اين
کميته
از همين
فردا
قابل
اجرا و
پيگيري
است.
بخشي از
آن را با
مبارزات
طولاني
مدت تر
بايد به
سرمايه
داران و
دولتشان
تحميل
کرد.
سوال
اين است
آيا اين
کميته و
فعالين
اين
عرصه
ميخواهند
هرکدام
از
بندهاي
قطعنامه
که
برايشان
عملي و
ممکن
است پاي
اجراي
آن
بروند.
اين
سوال
مهمي
است.
اراده
متحد و
روشن
بيني
سياسي
حکم
ميکند
که
فعالين
کارگري
که خود
را
مدافع
جدي اين
قطعنامه
ميدانند
بايد
حول
اجراي
مفاد آن
دست به
کار
شوند.
فعالين
کارگري
بايد
تفاوت
اين
دوره با
دورهاي
قبلي را
تشخيص
بدهند.
سالهاي
قبل اين
مراسمها
برگزار
ميشد که
تعادل
قواي
مناسبتري
را براي
طرح و
اجراي
مطالبات
کارگري
فراهم
کند.
امسال
اين
تعادل
قوا تا
حد
زيادي
فراهم
شده است.
هر بندي
از
قطعنامه
که
امروز
بوسيله
فعالين
اين
عرصه
قابل
اجرا
است،
نبايد
به فردا
موکولش
کرد.
همين
امروز
بايد
پاي
اجراي
آن رفت.
فعالين
اين
کميته
بايد با
هدف
رسيدن
به
اتحاد و
همبستگي
وسيعتر
مواد
قطعنامه
اول مه
خود را
به
پلاتفرم
خود
تبديل
کنند.
ميدانم
کساني
هستند
که از
دور و
نزديک
در اين
راستا
مانع
تراشي
ميکنند.
به
بهانه
هاي
مختلف
ميخواهند
مانع
اتحاد و
ادامه
فعاليت
اين
کميته
باشند.
اما
فعالين
اين
کميته
بايد
اين
موانع
را سريع
پشت سر
بگذارند.
خطاب
من در
اين
نوشته
اين
دسته از
افراد
دور از
منافع
کارگران
نيست.
آنها در
جريان
عمل
ميفهمند
که
سازماندهي
و تلاش
براي
همبستگي
و اتحاد
کارگران
کاري
هميشگي
و وراي
ادعاهاي
ناشيانه
است.
فعالين
اين
عرصه
لازم
نيست که
درس
اکابر
اين
افراد
را از بر
کنند.
قدم
بعدي
براي
ايجاد
اتحاد و
همبستگي
کارگري
شروع
اقدامات
فوري و
قابل
اجرا
است. يکي
از آن
موارد
که در
قطعنامه
بر آن
تاکيد
شده است
ضرورت
تشکل
يابي
کارگران
است. اين
امر مهم
و کليدي
جنبش
کارگري
است. آيا
اين
کميته
قطعنامه
مصوب
خود را
ميخواهد
عملي
کند؟
آيا
توان و
انسجام
لازم
براي
اين کار
را دارد؟
آيا
اشتهاي
کافي
براي
اين کار
هست؟
اينها
سوالاتي
است که
انتظار
من اين
است
جواب
مثبت
دريافت
کند.
تجربه
تشکيل
کميته
اول مه
اين را
اثبات
ميکند
اگر
منافع
کل جنبش
کارگري
را قطب
نماي
خودمان
بکنيم
اين
ممکن و
عملي
است. اما
اگر
مباحث
قبل از
تشکيل
اين
کميته
را بياد
بياوريم
ميبينيم
که
فعالين
اين
عرصه
براي
آمادگي
و
استقبال
از اول
مه، با
مباحثي
تفرقه
افکنانه
هم دست و
پنجه
نرم
کردند.
گرايشات
ديگر را
هنگامي
توانستند
قانع
کنند و
به زير
يک چتر
گرد
آورند
که
تعدادي
آستينها
را بالا
زدند و
اعلام
کردند
که
کميته
خودشان
را درست
ميکنند
و مراسم
را در هر
حال
برگزار
ميکنند.
در اين
مورد
مشخص هم
بايد از
ين
اتفاقات
درس
گرفت.
ابتدا
بايد
تلاش
کرد که
کل
کميته
پروژه
ايجاد
تشکل
کارگري
را امر
خود
بداند
به
اجراي
آن
مبادرت
کند. اما
در
جريان
عمل اگر
قرار
باشد با
بحثهاي
فرسايشي
وقت کشي
شود
نبايد
منتظر
شد.
کساني
که اين
را امر
فوري
خود
ميدانند
بايد
دست به
کار
شوند و
همان
تجربه
تشکيل
اول مه
را به
عنوان
تجربه
خوب و با
ارزش مد
نظر
داشته
باشند.
بعد از
مشاهده
اراده
قوي
فعالين
اين
عرصه
کساني
هم که
امروز
مشکل
داشته
باشند
فردا
ناچار
ميشوند
اين راه
را طي
کنند.
همچنانکه
از سنت
سالن
رفتن در
اول مه
گذر
کرديم
بايد از
اين سنت
هم گذر
کنيم که
سال به
سال و در
اول مه
به فکر
انجام
مراسمي
باشيم و
بعد
منتظر
سال
آينده
بمانيم.
پيشبرد
مبارزه
طبقاتي
و ايجاد
اتحاد و
همبستگي
کارگري
کاري
دائمي و
تعطيل
ناپذير
است. اين
سنت
قديمي
را که
فقط در
روزهاي
معيني
از سال
فعالين
به جنب و
جوش مي
آيند را
بايد
نقد کرد
و پشت سر
گذاشت.
در اين
شماره
ايسکرا
مقاله
اسد
حيدري
را
ميبينيد
که به
نظر من
حاوي
نکات و
پيشنهادات
خوبي
است.
اميدوارم
که
فعالين
کارگري
بتوانند
در چهار
چوب
اجراي
قطعنامه
خودشان
فعاليتشان
را
سازمان
داده و
هماهنگ
کنند.
|